موقعیت زمینشناختی ایران در ارتباط با قارههای گندوانا و لورازیا

آنچه در این مقاله میخوانید...
پیدایش و تقسیمبندی ابرقارهها + تتیس
به نظر مىرسد كه در حدود ٢ ميليارد سال قبل، قاره بزرگ و يكپارچهاى به نام مگاژهآ وجود داشته كه توسط درياى بزرگى (پانتالاسا) احاطه مىشده است. سپس در اثر عملكرد جنبشهاى داخل زمين، شكافهايى در راستاى شرفى – غربى ايجاد گشته و ابرقاره موجود در آن زمان را به دو بخش شمالى يا لورازيا و بخش جنوبى يا گندوانا تقسيم كرده است. هر يک از دو ابرقاره مذكور، خود از قطعات متعددى تشكيل شده بودند كه در دورههاى بعدى زمين شناسى، قارههاى مستقلى را تشكيل دادهاند. محل جدايش اين دو ابرقاره توسط پهنه آبى اشغال مىگرديده كه به نام تنيس (Tethys) معروف است.
مفهوم و سیر تحولی اقیانوس تتیس
مفهوم تنيس اولين بار توسط سوئس (١٨٩٣) به اقيانوس بزرگى كه زمانى در حاشيه جنوبى قاره لورازيا گسترش داشته، اطلاق گرديد اين نام بعداً تغييراتى را پذيرا شده و مفهوم گستردهترى را به خود گرفته است، قلمرو تتيس در طى زمانهاى زمينشناسى به حوضههاى رسوبى مجزایى تقسيم گرديده كه همكى أنها تقريباً داراى روند شرقى – غربى بودهاند این حوضهها شامل تتيس اوليه (Prototethys)، تتيس قديمى (Paleotethys)، تتيس جوان (Neotethys) و پاراتيس (Paratethys) مىباشند كه هر كدام از آنها تاريخ خاص خود را دارند.
ویژگیهای زمینشناسی پهنه تتیس
در یک مفهوم كلى، تتيس به وسيله مجموعه فسيلهاى جانورى، رخسارههاى سنگى، جغرافياى ديرينه و زمين ساخت خاص خود از ديگر بخشهاى كره زمين متمايز مىگردد.
مجموعه فسيلهاى آن به همراه نوع سنگهاى رسوبى تشكيل شده و رخسارههاى ميكروسكوپى، بیانگر تعلق پهنه تتيس به نواحى استوايى تا نيماستوایى است.
گستره جغرافیایی و زمانی تتیس
در تعريف اوليه، اقيانوس تتيس بيانگر اقيانوسى است كه در فاصله زمانى پرمين تا اواخر مزوزوئیک گسترش داشته و به صورت گوهای دو خشکی بزرگ گندوانا و لورازيا را از يكديگر جدا مىكرده است، این اقيانوس از تونس در شمال آفريقا شروع شده و نواحى مانند سيسيل، آلپ، شبه جزيره بالكان، تركيه، ايران، هيماليا و جنوب چين را شامل و به
طرف اندوتری توسعه و سرانجام به اقیانوس پانتالاسا در خاور دور ختم میگردد.
پروتوتتيس يا تتيس آغازين، اقيانوسى است با روند شرقى- غربى كه جايگاه آن در خارج از مرزهاى جغرافيايى ايران بوده و در محدوده زمانى اواخر پركامبرين تا اردويسين گسترش داشته و سرزمينهاى واقع در شمال بامير، افغانستان و تركمنستان را دربرمىگرفته است (اشتامغلى، ١٩٧٨).
انواع اقیانوسهای تتیس
تتيس قديمى يا پالئوتتيس اقيانوسى است كه در اواخر پالئوزوئیک تا ترياس ميانى در شمال ايران گسترش داشته و سرزمين ايران به عنوان بخشى از سرزمين گندوانا در حاشيه جنوبى اين اقيانوس قرار گرفته بود. نشانههاى این اقيانوس قديمى به صورت مجموعهاى از پوسته اقيانوسى و سنگهاى افيوليتى است كه در جنوب مشهد، ناحيه
تالش (شاندرمن – اسالم) و ناحيه مشكينشهر داراى رخنمون هستند و تحت عنوان زون بخيه يا پهنه خط درز اقیانوسى (Suture zone) معروف مىباشند. اين مجموعه توسط نهشتههاى آوارى رتين – لياس (ترياس پسين – زوراسيک پيشين) پوشيده مىشود.
به نظر مىرسد با توجه به شواهد صحرايى و سن پوسته اقيانوسى مورد بحث، آنها در طى ترياس پسين و در اثر عملكرد فاز سيمرين پيشين كه هم زمان با يسته شدن اقيانوس تتیس قديمى بوده، در سطح زمين جايگزين شدهاند. با اين وجود زمان بسته شدن تتيس قديم، مورد بحث زمين شناسان مختلف مىباشد.
افتخارنژاد و بهروزى (١٣٧٠) تتيس قديم را به دو بخش تتيس قديم اول (تتيس 1) و تتيس قديم دوم (تتيس 2) تقسيم كرده و بسته شدن تتيس 1 را به حادثه هرسينين و تتيس دوم را به كوهزايى سيمرين پيشين منسوب میكنند.
اشتوكلين (١٩٧٧) افيوليتهاى مشهد، شاندرمن- اسالم و مشكين شهر را مرز برخورد صفحه اوراسيا با ايران دانسته و جایگيرى آنها را مربوط به حادثه سيمرين مىداند.
تتيس جوان يا نئوتتيس كه بخشى از آن در جنوب ايران گسترش داشته، همزمان با بسته شدن تتيس قديمى در شمال ايران در فاصله زمانى ترياس ميانى در راستاى گسل زاگرس شروع به بازگشايى نموده است. با توسعه این اقيانوس، پهنه زاگرس در جنوب آن به عنوان بخشى از حاشيه شمالى گندوانا قرار گرفته و ساير پهنههاى زمين شتاختى ايران از جمله البرز، سنندج- سيرجان، ايران مركزى و كپه داغ با حركت به سوى شمال به سمت قاره لورازيا جابهجا شده و حاشيه شمالى تتيس جوان را تشكيل دادهاند.
در اثر عملكرد رويداد لاراميد، در طى فاصله زمانى كرتاسه پسين تا پالئوسن، اقيانوس تتيس جوان و انشعابات آن در ايران بسته شده و در طى اليگوسن تمام خرده قارههاى ايران در كنار يكديكر به شكل كنونى قرار گرفتهاند، بازگشايى اقيانوس اطلس را دليل بسته شدن اقيانوس تتيس جوان مىدانند.
فرورانش اقيانوس تتيس جوان به سمت شمال به زير پهنه ايران مركزى باعث ايجاد يک كمربند آتشفشانى به نام كمربند اروميه- دختر و يک نوار دگرگونى به نام سنتدج – سيرجان شده است.
با توجه به عدم وجود سنگهای دگرگونى و سنگهاى ماگمايى در پهنه زاگرس و گسترش اين گروه از سنگها در بخش سنندج- سيرجان و ايران مركزى، جهت فرورانش صفحه اقيانوسى از جنوب غرب به سمت شمال شرق مىباشد.
سرانجام حوضه پاراتتيسى به حوضههاى رسوبى برجا ماندهاى گفته مىشود كه بخشى از قلمرو تتيس در گذشته بودهاند. براى مثال دریاى سياه، درياى بالكان و سواحل دریاى خزر، بخشى از حوضههاى پاراتتيسى هستند.
رویدادهای کوهزایی و مفهوم سیمریدز و آلپایدز
شنكور و همكاران (١٩٨٨) ضمن مطالعه زمينشناسى ساختمانى، رخسارههاى سنگى و پراكندگى فسيلى پهنه تتيس، مفاهيم ايندونزين (Indonisian)، سيمريد و آلپاین را براى اين بخش از كره زمين تعريف كردهاند.
نامبردگان در سلسله جبال آلپ- هيماليا و ايندونزين دو بخش كاملاً مجزا و شديداً متأثر از حركات كوهزايى تشخيص دادهاند.
بخش شمالى اين كمربند با سلسله جبال سيمرين و بخش جنوبى آن با سلسله جبال آلپايد منطبق است. اين دو بخش به ترتيب تحت عنوان سيمريدز (Cimmerides) و آلپايدز (Alpides) معرفى و عبارت تتيس براى اين ابرمجموعه كوهزايى به كار گرفته شده است.
تشكيل قاره سيمريد كه بخش اعظم سرزمين ايران به آن تعلق داشته، منطبق با حركات اواخر ترياس تا آغاز ژوراسيک ميانى بوده، در حالى كه حادثه دوم يعنى تشكيل قاره آلپايد كه زاگرس نیز بخشى از اين مجموعه در نظر گرفته مىشود، اساساً در طى پالئوسن تا ائوسن رخ داده است،
از ديدگاه نامبردگان، ابرقاره لورازيا در قسمت شمالى این مجموعه گسترش داشته، تتيس قديمى در محدوده زمانى كربنيفر آغازين تا ژوراسيک ميانى در بخش جنوبى لورازيا، قاره سيمرين در طى فاصله زمانى ترياس تا ژوراسيک در بخش ميانى و اقيانوس تتيس جوان در فاصله زمانى ترياس تا ائوسن بين قاره سيمريد شمالى و ابرقاره گندوانا در بخش جنوبى قرار گرفته بود.
موقعیت ایران در قلمرو تتیس
پالئوتتيس و نئوتتيس همراه با بخشهاى قارهاى كه آنها را از يكديگر جدا مىكردهاند و يا آنها را دربرمىگرفتهاند، به عنوان حوضه تتيسى يا قلمرو تتيسى نامگذارى گرديده است، سرزمين ايران به صورت مجموعهاى از قطعات نامتجانس است كه بين دو خط درز تتيسى قرار گرفته است.
قطعات آذربايجان، البرز، سنندج- سيرجان و ايران مركزى قسمتهايى از قاره سيميريد هستند كه بين دو اقيانوس تنيس قديم و تتيس جوان در حال جابهجابى بودهاند.
شواهد سنگشناسى و فسيلشناسى، تشابه پى سنگها و دادهاى مغناطيس ديرينه در طى پركامبرين و پالئوزوئیک در ايران و كشورهاى مجاور، نشان مىدهد كه سرزمين ايران از اواخر پركامبرين تا ترياس ميانى، بخشى از ابرقاره گندوانا بوده است، همزمان با بازگشایى تتيس جوان، پهنههاى زمين ساختارى سازنده ايران زمين به غير از زاگرس
به سمت شمال حركت كرده و در حاشيه جنوبى ابرقاره لورازيا قرار گرفتهاند. بنابراين پهنه زاگرس در تمام طول تاريخ زمين شناسى خود بخشى از گندوانا بوده و جايگاه ساير بخشهاى ايران نسبت به گندوانا در حال تغيير بوده است.
از اواسط ترياس همزمان با بازگشايى تتيس جوان، به غير از پهنه زاگرس، بقيه قطعات به سمت شمال حركت كرده و در حاشيه جنوبى ابرقاره لورازيا قرار گرفتهاند. گاهى در بازسازى جغرافياى ديرينه سرزمين ايران، از مفهوم قطعات پرِ گندوانا (Pre-Gondwana) و پرِِ تنيس (Pre-tethys) بحث مىشود. پرِ گندوانا به زمينها و بخشهایى از گندوانا اطلاق مىگردد كه بعداً توسط حوادث زمين ساختى از ابرقاره گندوانا جدا و در كنار سرزمينهاى تتيسى يا لورازيایى قرار گرفتهاند.
پرِ تتيس اشاره به سرزمينهای دارد كه در بخشهای شرقی قاره پانگهآ قرار گرفته بودند.